دفتـــــــــــرهای بیــــــــــدار

بازگشت به صفحه قبل

 

 

یادبودهای برگزاری جشن روز اول ماه مه

 

سازمان جوانان حزب توده ایران در سال‌های 23_1322 یك راهپیمائی چند روزه به مناسبت

اول ماه مه برگزار كرد كه اگر چه بیشتر از سیزده سال سن نداشتم اما خاطره‌اش‌ هنوز

بیادم مانده است. من در آن زمان وارد سازمان جوانان حزب توده شده بودم و بنابراین از

كسانی بودم كه در این مراسم شركت كردم. ما به وسیله اتوبوس‌ از جاده آبعلی وارد شهرستانك

شمیرانات شده و از آنجا پیاده كوه‌های البرز را دور زده وارد كرج شدیم. پیمودن این

مسیر دو تا سه روز طول كشید. هنگامی وارد كرج شدیم كه گردهمائی بزرگی تشكیل شده بود

كه بخشی از رهبری حزب توده مانند آرداشس‌ آوانسیان، دكتر مرتضی یزدی، دكتر فریدون كشاورز

و تعداد زیادی از كارگران و دهقانان آن ناحیه در آن شركت داشتند. هنگام ورود ما، جمعی

به پیشواز ما آمده و استقبال شایانی از ما بعمل آوردند. عبدالحسین نوشین، هنرمند بزرگ

و از پایه‌گذاران تئاتر ایران نطقی آتشینی ایراد كرد كه حضار را تحت تاثیر قرار داد. ‍

پس‌ از آن آرداشس‌ آوانسیان به سخنرانی درباره تاریخچه اول ماه مه پرداخت. او وقایع

سال 1886 در شهر شیكاگو را تشریح كرد كه طی آن گماشته‌گان سرمایه با نقشه از پیش‌ طراحیشده بمبی در میان انبوه كارگران كار گذاشتند و با انفجار آن پلیس‌ یعنی كارگزاران دست‌آموز سرمایه،‌بهانه‌ای برای هجوم و كشتار بی‌رحمانه كارگران یافته و بدین ترتیب توانستند

اقدام كارگران برای درخواست هشت ساعت كار روزانه و بیمه درمانی را به خون كشانند. پس‌

از سخنرانی آرداشس‌ كف زدنهای شدید و فریادهای پربانگ كارگران همراه با شعارهای "مرگ

بر سرمایه‌داران، مرگ بر خون‌آشامان، مرگ بر ارتجاع" سینه آسمان را شكافت. شعارها چنان

هماهنگ و پرطنین بود كه فضا اطراف را به لرزه در آورده و پلیس‌ را كه در صحنه حضور

داشت دچار وحشت ساخته بود. ما هر آن منتظر بودیم كه پلیس‌ برای خاتمه دادن به مراسم

مداخله كند و خود را آماده مقابله و درگیری كرده بودیم. در این هنگام توجه‌ام به صحبت

آهسته دو نفر كه در میان جمعیت در كنار من قرار داشتند و آهسته و درگوشی با هم صحبت

می‌كردند، جلب شد. یكی از آنها با شگفتی به دیگری می‌گفت:" نگاه كن همبستگی بین انسانها

هنگامی كه هم صدا و هم آهنگ ، دست در دست یك خواست را فریاد می‌كنند، چه عظیم و بزرگ

است. من هیچ گاه همدلی و یگانگی به این عظمت ندیده بودم...". آری واقعاً شوروشوق حاكم

برجمعیتی كه یك‌دل و یك‌صدا شعارهای اول ماه مه را فریاد زده و شور همبستگی آنها را

در نوردیده بود، حدومرز نمی‌شناخت! آنگاه نوبت جشن، پایكوبی و شادمانی رسید. انبوه

عظیم مردم فریاد می‌زدند" آرداشس‌ باید برقصد، یزدی باید بخندد، یزدی باید بخندند، ‍

آرداشس‌ باید برقصد"... مردم صدای بلند خنده‌های یزدی را می‌شناختند و بنابراین در

آن واحد شعار شادآوری را خلق كرده و فریاد می‌زدند. جشن با پایكوبی و شادمانی بدون

درگیری به پایان رسید.

 

                 

 

                    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كنفراس‌ پل رومی تجریش‌

در تابستان 1325 سرانجام سازمان كروژوك‌ها با تدارك قبلی كنفرانسی در پل رومی تجریش‌

برگزار كرد. پنجاه و دو نفر نماینده در این نشست شركت كرده بودند. پس‌ از آئین گشایش‌

و رسمیت یافتن نشست، بررسی برنامه و اساسنامه كروژوك‌ها در دستور كار نشست قرار گرفت. ‍

مهم‌ترین ماده برنامه‌ای كه بسیار بحث انگیز بود تعریف هویت كروژوك‌ها بود. در ماده

پیشنهادی آمده بود:" ما می‌خواهیم حزب كمونیستی تشكیل دهیم كه با تمام احزاب كمونیست

دنیا همانندی داشته باشد.". در مورد این ماده اختلاف نظر و مناقشه ایدئولوژیك شدیدی

میان امامی و مجتبی كمره‌ای‌)‌با نام مستعار كوه( در گرفت. مجتبی كمره‌ای نویسنده و

منشی گروه كروژوك‌ها و درآن دوره دانشجوی رشته حقوق بود؛ او بعدها وكیل پایه یك دادگستری

شد.

 دیدگاه نخست از شرایط بیست‌ویك‌گانه حزب لنینی كه در كنگره دوم انترناسیونال سوم به

تصویب رسیده بود دفاع كرده و خواهان آن بود كه دو سوم تركیب اعضاء شامل كارگران صنعتی

و آزاد و‌یك سوم متشكل از روشنفكران باشد. دیدگاه دوم معتقد بود كه ورود اعضاء نباید

به خصلت طبقاتی متقاضیان عضویت مشروط شود. امامی از دیدگاه اول طرفداری می‌كرد و كمره‌ایبا حرارت مدافع نظر دوم بود. مناقشه میان این دو دیدگاه چنان بالا گرفت كه كمره‌ای

با حالت خشم می‌خواست محل نشست سراسری را ترك كند. اما برگزاركنندگان كنفراس‌ تا پایان

جلسه به او اجازه خروج از محل جلسه را ندادند. سرانجام پس‌ از دو روز و یك شب، نشست

سراسری پل رومی در تجریش‌ با پذیرش‌ نظامنامه و اساسنامه پیشنهادی و برگزیدن افراد

كمیته مركزی و كمیسیون‌ها بكارش‌ پایان داد. كمیته مركزی شامل افراد زیر بود:

1_باقر امامی، با اسم مستعار(بنا) به سمت دبیر، 2_اسد مارلانی به سمت دستیار دبیر، ‍

شغل سنگ تراش‌، 3_بهرامی با اسم مستعار، اشنو، شغل معلم، 4_احمد بسطامی با اسم مستعارزارع، شغل كارگر و یك نفر دیگر كه اسمش‌ را فراموش‌ كرده‌ام . كمیسیون نشریه متشكل

از اعضای كمیته مركزی بود. مسئولیت كمیته مالی نیز به عهده كمیته مركزی بود. كمیسیون

پژوهش‌ عبارت بود از: 1_آوانس‌ مرادیان، شغل كارگر، 2_هادی كسمائی، شغل كارگر، 3_پیرزاده، ‍

شغل كارگر، 4_آلبرت سهرابیان، شغل كارگر.

وظیفه كمیسیون پژوهش‌ كه من نیز عضو آن بودم جلب اعضای جدید، تحقیق و بررسی درباره

اعضائی كه متقاضی عضویت بودند و نیز بررسی شكایات و مشكلات فعالین بود. اعضای تشكیلات

افراد مستعد به عضویت را به كمیسیون پژوهش‌ معرفی می‌كردند تا كمیسیون درباره پذیرش‌

یا رد نامزدی آنها به عضویت تحقیق و قضاوت كند. تحقیق درباره یكایك متقاضیان عضویت

كاری بسیار دشوار و در موارد بسیار غیرعملی بود كه در جریان كار موجب بروز مشكلات بسیار

زیاد در كمیسیون پژوهش‌ شد و نهایتاً از هم پاشیده و وظیفه جلب اعضای جدید به مسئولان

هر بخش‌ واگذار گردید.

همان‌طوركه در بالا اشاره كردم تمامی اسناد و مدارك سازمان "كروژوكها" در پی یورش‌های

وحشیانه گماشتگان حكومت محمدرضاشاه از بین رفت.

 

آغاز حملات حزب توده و تلاشی سازمان كروژوك‌ها

 

پس‌ از نشست سراسری پل رومی(در تجریش‌) دامنه مناقشات و اختلافات درونی كروژوك‌ها افزایش‌یافت. دستگاه‌های سخن‌پراكنی حزب توده به همیاری عوامل‌شان با تمام توش‌ و توان به

پخش‌ گزارشات كاذب بر ضد كروژوك‌ها در میان مردم پرداختند. حزب توده توانست از طریق

یك سلسله تمهیدات محمد پروین مكانیسین را بسوی خود جلب كند و محمد مكانیسین نیز با

توجه به سابقه دوستی و پیوندی كه با اسد مارلانی داشت شروع به تاثیرگذاری بر او نمود. ‍

اسد مارلانی كه منشی گروه كروژوك‌ها بود پس‌ از مدتی تحت تاثیر محمد پروین مكانیسین

از همكاری با كروژوك‌ها سرباز زد. او كه فریب محمد پروین را خورده بود تمام مدارك تشكیلاتی

كروژوك‌ها را كه نزد خود داشت برای مطالعه در اختیار محمد پروین نهاد و شخص‌ اخیر نیز

در ازای دریافت مبلغ گزافی پول، مدارك مزبور را به حزب توده فروخت. فریبكاری محمد پروین

كه یك پیمان شكنی تمام‌عیار محسوب می‌شد ضربه‌ای كوبنده بر پیكر سازمان كروژوك‌ها

وارد ساخت اگر چه این ضربه نتوانست آنگونه كه مورد نظر حزب توده بود كروژوك‌ها را متلاشی

سازد. در پاسخ به كارزار حزب توده علیه كروژوك‌ها امامی كتابی بنام "مرد منصف دوم" ‍

برشته تحریر در آورد كه از سوی كروژوك‌ها چاپ و منتشر شد. در این كتاب امامی به لجن‌پراكنی‌هایحزب توده علیه روژوك‌ها پاسخی دندان‌شكن می‌دهد.

در سالیان 25_1323 درگیری میان دولت مركزی و سازمانهای كارگری چپ‌گرا و جنبش‌های مترقی

تشدید شد. در این زمینه از جمله می‌توانم به اعتصاب اول خرداد 1324 كارگران شركت نفت

ایران و انگلیس‌ در كرمانشاه و اخراج 600 تن از 640 كارگر اعتصابی اشاره كنم‌. اعتصاب

بزرگتری در 23 تیر 1335 توسط كارگران پالایشگاه آبادان سازماندهی شد كه به مدت سه روز

ادامه یافته و 50 كشته و 165 زخمی بجا نهاد. دولت مركزی برای ریشه‌كن كردن اعتصاب رهبران

این حركت را دستگیر و زندانی كرده و شعبه خوزستان شورای مركزی و حزب توده را مورد تهاجم

قرار دادند. در تهران سرلشكر حسن مقدم فرماندار نظامی تهران، دفاتر حزب توده و شورای

مركزی را اشغال و مورد بازرسی قرار داده و بیش‌ از دوازده تن از رهبران حزب توده و

شورای مركزی را دستگیر كردند. این تهاجم به نشریات نیز گسترش‌ یافت و در نتیجه آن از

چاپ و انتشار چند روزنامه از جمله ظفر جلوگیری شد. در چنین فضائی درگیری بین شورای

مركزی با قوای سركوب حكومت مركزی تشدید شد و به بیرون از مرزهای كشور گسترش‌ یافت. ‍

در همین دوره بود كه "فدراسیون جهانی اتحادیه‌های كارگری"W.F.T.U و "دفتر بین‌المللی

كار"International Labor Office از نماینده اتحادیه‌های كارگری ایران درخواست كردند

تا در گردهمائی جهانی آنها كه در پائیز 1324 در پاریس‌ برگزار می‌شد، شركت كنند. گزینش‌

نمایندگان كارگران ایران برای شركت در این گردهمائی جهانی هنگامی صورت می‌گرفت كه نمایندگانشورای متحده مركزی كارگران ایران یعنی رضا روستا و محرم‌علی شمیده در تهران دستگیرو زندانی شده بودند. همین واقعیت كه نمایندگان شورای متحده كارگری در شرایطی كه درسراسر جهان انتخابات سازمان‌های كارگری در جریان بود در زندان بودند، رسوائی بزرگی

برای دولت مركزی ببار آورد. اما تهاجمات رژیم شاهنشاهی به سازمان‌های كارگری نه فقط

بی پاسخ نماند بلكه با موجی از مقاومت و عملیات اعتراضی مواجه شد. در استان مازندران

به ویژه در شهرهای شاهی، ساری و بابل درگیری‌های شدیدی میان كارگران مبارز و دولت مركزی

روی داد. كارگران برای نشان دادن اعتراض‌ خود كارخانه‌ها و نقاط تقاطع راه آهن را تحت

اشغال خود درآوردند. در طی این اعتراضات چند كارگر مبارز جان باختند. گسترش‌ جنبش‌

كارگری در این دوره با تشكیل دولت خودمختار آذربایجان به رهبری جعفر پیشه‌وری هم‌زمان

شده بود.

در فضائی كه در آن جنبش‌ كارگری به پیش‌ می‌تاخت كروژوك‌ها نفوذ خود را هر چه بیشتر

گسترش‌ می‌دادند. همین امر موجب شد كه حزب توده علی‌رغم پا‌فشاری اتحادیه‌ها، از ترس‌

پیشرفت كروژوك‌ها در رهبری شورای متحده، انتخابات را هر چه بیشتر عقب بیاندازد. واقعیت

این بود كه اگر در آن دوره انتخاباتی صورت می‌گرفت نمایندگان طرفدار كروژوك‌ها می‌توانستند

بیشترین نماینده را وارد مراجع تصمیم‌گیری سازمانهای كارگری نمایند. اما تعویق انتخابات

موجب دامن زدن به سردرگمی در صفوف حزب توده و سازمان‌های كارگری می‌شد. درست به همینخاطر بود كه حزب بر آن شد كه به هر قیمت كروژوك‌ها را از سر راه خود بردارد. برای از

میان برداشتن كروژوك‌ها برگ برنده‌ای كه در دست حزب توده قرار داشت اتحاد شوروی بود. ‍

آن دوره شوروی با در دست داشتن كومین‌فورم نفوذی بلامنازع بر اغلب احزاب كمونیست اعمال

می‌كرد.‌حزب توده یك نامه بالا بلند و شكایت آمیز برضد كروژوك‌ها نوشته و آنرا به حزب

كمونیست شوروی تسلیم كرد. به دستور حزب كمونیست شوروی این نامه در نشریه "ترود" ارگان

اتحادیه كارگران نفت باكو منتشر شده و از بخش‌ فارسی رادیو باكو و رادیو مسكو خوانده

شد. حزب توده برای آن كه ادعانامه‌خود علیه كروژوك‌ها را هر چه بیشتر نافذ سازد از

پی آن بر آمد كه از سوئی امضای رضا روستا را_ كه در آن زمان در زندان بود_ در پای این

نامه بگذارد و از سوی دیگر رضا روستا را به رهبر بلامنازع جنبش‌ كارگری مبدل سازد. ‍

از این طریق حزب توده با سمبلی مانند رضا روستا_ یعنی رهبر بلامنازع جنبش‌ كارگری ایران_ ‍

جریانی را كه بر خصلت غیركارگری حزب توده انگشت تاكید نهاده و از آن طریق در میان كارگران

صاحب نفوذ گشته بود، از صحنه خارج می‌كرد. باید بگویم كه در آن زمان رضا روستا رهبر

اصلی "شورای متحده كارگری اتحادیه‌های كارگران و زحمتكشان ایران" و عضو فدراسیون جهانی

اتحادیه‌های كارگری بود. در آن دوره شورای متحد مركزی لوئی سایان رئیس‌ فدراسیون جهانی

اتحادیه‌های كارگری را به ایران دعوت كرده بود. لوئی سایان علاوه بر تهران از شهرهای

اصفهان، از دو استان آذربایجان و مازندران و كارخانجات و موسسات صنعتی آنجا بازدید

كرد. هنگام مسافرت نامبرده شورای متحده مركزی و حزب توده تمام نیروی خود را بكار بردند

تا قدرت شورای متحده مركزی را به صحنه كشیده و به او نشان دهند. تظاهراتی نظیر تظاهرات

اول ماه مه ترتیب داده شد كه در تاریخ جنبش‌ كارگری ایران بی‌نظیر بود(در این مورد

مراجعه كنید به كتاب خاطرات انور خامه‌ای صفحه 496)0 رضا روستا در آن هنگام به شرط

امضاء این نامه و ضمانت دكتر فریدون كشاورز یكی دیگر از اعضای كمیته مركزی حزب توده

ایران از زندان آزاد شد.

حربه دیگری كه حزب توده بر ضد سازمان كروژوك‌ها به كار گرفت ترجمه نوشته‌ای از یك فرد

روس‌ بنام  ای_بلوف بود. مترجمین حزب توده در هنگام ترجمه امانت را رعایت نكرده و مضامین

نوشته مزبور را تند و تیزتر از متن اصلی ساخته بودند. هدف اصلی مقاله مزبور پاشیدن

تخم بدبینی نسبت به كروژوك‌ها بود. در این مقاله گفته می‌شد كه سرانجام لانه جاسوسی

و عاملین فعال ارتجاع و پروكاتورهای خطرناك كشف شدند... مقاله با شرح و بسط جعلیات

و اكاذیب بی‌شمار به لجن‌مالی كردن باقر امامی می‌پراخت. این مقاله به شیوه همان انگ

زنی‌های رایج دوره استالین علیه كمونیست‌هائی كه مخالف خط استالین و یا مخالف خط رسمی

حزب كمونیست شوروی بودند تنظیم شده بود و به همان شیوه رایج و شناخته شده و بدون رعایتهیچ گونه انصاف و عدالت، كمونیست دگراندیش‌ را تراش‌ داده و در نهایت از وی یك جاسوس‌

ومزدور می‌ساخت. به گواهی تاریخ حزب توده كوله‌بار این روشهای ناپسند را برای سالیان

سال حمل كرده و همین شیوه لجن‌مالی را برای نیروهای چپ مخالف خود به مقاطع بعدی بارها

مورد استفاده قرار داد.

در شرایطی كه اتحاد شوروی به ویژه پس‌ از پیروزی در جنگ جهانی از نفوذ و اعتبار بی‌سابقه‌ای

برخوردار شده، حماسه فداركاری و قهرمانی‌های مردم شوروی در مبارزه علیه فاشیسم زبانزد

خاص‌ و عام بود و همان‌طور كه در بالا اشاره كردم حزب كمونیست اتحاد شوروی دارای نفوذ

بلامنازعی در میان اكثر جریانات چپ و كمونیستی بود، مسلم بود كه جریانی نوپا مانند

كروژوك‌ها نمی‌توانست در برابر این حملات تبلیغاتی تاب مقاومت بیاورد. تبلیغات زهرآگین

حزب توده به پشتوانه دستگاه‌های سخن پراكنی شوروی و نیز پخش‌ كتاب علیه امامی دلسردی

بی‌اندازه‌ای در میان كارگران و روشنفكران نسبت به كروژوك‌ها به وجود آورد و به تدریج

موجب متلاشی شدن آن شد.

                    

نگاهی به تفاوت دیدگاه‌های كروژوك‌ها و حزب توده

حزب توده ایران معتقد بود كه ایران كشوری است اسلامی و بنابراین بكار گرفتن واژه كمونیست، ‍

این حزب را از پیوند هر چه وسیع‌تر با توده‌های مردم باز خواهد داشت. حزب توده معتقد

بود كه در آن شرایط باید مبارزه به شكل یك جبهه‌ای توده‌ای سازماندهی می‌شد به طوریكه

حداكثر توده‌های مردم به سوی حزب جلب شوند.

 كروژوك‌ها متقابلاً معتقد بودند كه باید از واژه كمونیست كه آرمان و خواست ما را بیان

می‌كند استفاده كرد. پیكار انسان با انسان یا همان پیكار طبقاتی بین انسانها، نبردی

است بسیاری دشوار، ناهموار، پرپیچ و خم و طولانی‌.